هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

این روزهای یلدا خانوم

1393/11/9 23:00
1,033 بازدید
اشتراک گذاری

فدای قدو بالات برررررررررممممم الهــــــــــــــــــــــیبغل

دختر نازمبوس

ماشالا اینقدر دانا و بلا شدی که گاهی در برابرت کم میارمزبان

برای خودت مستقل هستی و کارات رو خودت میکنی یک ماهی میشه داری تمرین دستشویی رفتن میکنی و کم کم از پوشک دور میشی البته کم کاری از منه اینروزا حال درستی ندارم....خطا

صحبت کردنت که ماشالاااااااااااااااااااا شسته و رفته حرف میزنی و خوششششششششششششگل قربونت برم الهی بغلبوس

دوست داری زیاد باهات بازی کنم گاهی از کارام میمونم و مجبورم با شما بازی کنم ماشالا انقدر سیاست داری و بلدی چطوری منو بکشونی طرف خودتچشمک

به من میگی :مامااااااااان کجایییییی؟؟؟

من : اینجام مامان آشپزخونه دارم برات غذا میپزم

ماماااااااااان خسته میشی بیاااا من غذا دالم بیا اتاقممممم

وقتی میام تو اتاقت میبینم عروسکات رو ردیف کردی و ظرف غذا و قاشق دستت داری بهشون نوبتی غذا میدی

منم میذاری کنارشون و بهم غذا میدی قربون اون دستای کوچولوت خوشگل مهربونمممممممم

بعدش میایی تو بغلمو میگی مامان دوست دالمبغل

وااااااااااااااااااااااای اون لحظست که مهتاب رو باید رو آسمونا پیدا کردخندونک

هفته ی گذشته دایی مهدی و زن دایی معصوم و داداش طاها اومدن خونمون به همراه مامان جون

تو اون چند روز کلی با طاها بازی کردی و کلی با هم دعوا کردین و آشتی کردین هر جا میرفتن شما اولی میپریدی تو ماشینشون منم آمادم میاااامممم مد طا تو هم بیاااا دوست دالی؟؟؟

هدیه ی تولدت رو هم آورده بودن یه کیف پر از کتاااااب خیلی دوستش داری و همش میگی برام می می نی بخون انقدر که همه رو حفظ شدی و میگی مامان بیا بشین برات کتاب بخونم و شروع میکنی با احساااااس کتاب خوندن قربونت برم الهیبغل

دیروز برام شعر میخوندی پاییزه پاییزه اونم به شکل دکلمه دستات رو تکون میدادی وبا سر و صورتت احساست رو نشون میدادی زندگـــــــــــــــــــــییییییییممممبوس

گوشی رو برمیداری و با بابایی حرف میزنی و میگی : الو بابااااا سلاااامممم خوبـــی ؟؟؟ بابا توجا لفتی؟ منو نبلدی؟ چلا؟ آخه چلا لفتی چلا منو نبلدی؟ میاییی؟ زود میاییی؟ آمادم ... موتظلم... بااااشــــه؟..... اوداپسبغل

از نقاشی کردنت بگم که کلی پیشرفت کردی و تو دایره ی بزرگ و تا چشم و دهان میکشی براش با چندتا خط مو میکشی و براش گوش میذاری دیروز برای نقاشیت دو تا دست و دوتا پا کشیدی خیلی جالب بود قربون دستات برم هنرمند مــــــن

 

داری شیطونی میکنی میام پست رو کامل میکنم

فهلاااااچشمک

 

پسندها (3)

نظرات (3)

ladylove
10 بهمن 93 21:03
ای قربونت خاله. چه ناناز حرف میزنی. دلم برات تنگ شده
گلی
30 تیر 94 22:07
سلام خوبی؟؟؟؟ وب توپی داری لطفا به منم سر بزن
ليلا
31 تیر 94 13:49
با سلام دوست عزیز. وب زیبایی دارید. خوشحال میشیم به وبسایت ما هم سر بزنید. منتظر نظرات زیبای شما هستیم. یاحق.